موسیقی؛ منکر آخر الزمان

امام صادق علیه السلام در ضمن یک روایت بزرگ در علائم پیش از فرا رسیدن دولت حقه می فرمایند: …و هر گاه دیدی شراب علناً فروخته می شود و کسی مانع آن نمی شود…و هرگاه دیدی آلات موسیقی آشکار شود از کنار آن می گذرند و هیچکس از آن ممانعت نمی کند و بر منع آن کسی جرأت نمی کند…و هر گاه دیدی مردم به قول زور (خوانندگی مطرب و غناء) میل و رغبت پیدا کنند… و هرگاه دیدی استماع قرآن سنگین شود برای مردم و استماع سخنان باطل آسان… و هرگاه دیدی قساوت، قلبهای مردم را گرفته و اشک چشم آنان خشک شده و ذکر خداوند بر آنان ثقیل است… و هرگاه دیدی در حرمین شریفین کارهایی می شود که خداوند آن را دوست ندارد هیچ مانعی جلوی کار آنها را نمی گیرد و احدی بین آنها و اعمال قبیح شان حائل نمی شود… و هرگاه دیدی ابزارآلات موسیقی (حتی) در حرمین ظاهر شود…در چنین زمانی از این اعمال برحذر باش و از خداوند عزوجل طلب نجات کن. (کافی، ج۸، ص ۳۶)

نیکو دانستن موسیقی در آخر الزمان

بلاشک ما در دوران آخرالزمان به سر می بریم که در روایات وارده از سوی ائمه علیهم السلام، برخی از مهمترین حوادث آن پیش بینی شده است. همچنین در روایات بسیاری، وضعیت فساد و‌ اعمال منکری که مردم آخر الزمان انجام می دهند، تشریح شده است.

در آخرالزمان حق و باطل کاملاً مخلوط می شود. معروف، منکر و منکر، معروف می شود. ارزشها، ضد ارزش و ضد ارزشها، ارزش می شود. مرد، با ایمان از خانه خارج می شود و کافر به خانه باز می گردد. فساد وارد خانه ها می شود. وضع اخلاقی و اعتقادی مردم بسیار دگرگون می شود و… .

یکی از مواردی که در روایات ما در زمره منکرات آخرالزمان بر شمرده شده، ترویج و گسترش بیش از حد موسیقی آلات نوازندگی است، بطوری که علناً در اماکن مختلف صدای این موسیقی بلند می شود. حتی در حرمین شریفین مکه و مدینه هم این آلات ورود پیدا کرده و صدای موسیقی بصورت علنی بگوش می رسد. ولی افسوس اینجاست که طبق روایات، مدعیان مسلمانی این آهنگ ها را می شنوند، ولی همگی دم فرو بسته و هیچیک به آن اعتراض نمی کند. هر یک بهانه و توجیهی می تراشند. در واقع کسی جرأت نمی کند به آن اعتراض کند. عده ای آن را اصلاً منکر نمی دانند که بخواهند اعتراض کنند. بلکه تشویق به ترویج آن می کنند. عده ای هم موسیقی آلات نوازندگی را منکر می دانند، ولی بی تفاوت هستند. عدۀ قلیلی هم که نهی از آن می کنند، از آنها پذیرفته نمی شود و در برابر آنها با جسارت از این عمل منکر دفاع می شود. حتی به او توصیه می شود که امر به معروف و نهی از منکر نکند و بیاید از شنیدن این موسیقی ها، لذّت ببرد.

نتیجۀ این روند، این می شود که موسیقی روز به روز در سطح وسیع تری گسترش پیدا کند و دجّال مکّار شیطان صفت، با استفاده از موسیقی، مردم بیچاره را هر روز از دین گریزان کرده و به سمت خود و اهداف خود خواهد کشاند.

اینکه در روایات آمده است که در آخرالزمان، معروف، منکر و منکر، معروف می شود در مورد آلات موسیقی هم صدق می کند. زیرا این آلات، نزد مسلمانان و علمای گذشتۀ شیعه، مطلقاً جزو منکرات بدیهی بشمار می رفت. همانطور که از روایات نیز چنین استفاده می شود. ولی در دوران ما، نه تنها موسیقی آلات نوازندگی، منکر محسوب نمی شود، بلکه داشتن این آلات و تعلیم و یادگیری و توانایی در نواختی این آلات یک افتخار و به زبان امروز یک کلاس و پرستیژ بحساب می آید. بخلاف زمانهای سابق که اگر کسی اهل آلات موسیقی بود، بین مردم سرافکنده بود و انسانِ هرزه بشمار می رفت. او را یک فرد لااُبالی و گناهکار می دانستند. البته سکوت و یا فتوای برخی از علماء مبنی بر جواز برخی از انواع نواختن، مزید بر علت شده است.

بله در آخر الزمان، استماع قرآن برای مردم ثقیل و استماع لهویات، نشاط آور می شود. قرائت قرآن را هم با آلات موسیقی و لحن غنائی در هم می آمیزند. دیگر کسی به آلات موسیقی با دید منکر نگاه نمی کند. بلکه به امر پسندیده ای تبدیل می شود. همانطور که در روایت هم داریم:‌ (وَ یَسْتَحْسِنُونَ الْکُوبَهَ وَ الْمَعَازِف)‏[۱] یعنی آلات نوازندگی را نیکو و خوب می شمرند. بطور رسمی کلاسهای آموزش برای آن می گذارند. بسیاری از پدران و مادران با اشتیاق برای اینکه فرزندانشان از دیگران عقب نباشند، آنها را به کلاسهای موسیقی می برند. تبلیغات وسیعی صورت می گیرد و موسیقی را از لوازم زندگی می دانند.

نیکو و خوب دانستن موسیقی در همه ابعاد آن صورت می گیرد. موسیقی را به منظور ترویج دین جایز و نیکو می دانند. موسیقی را در میادین رزم و نبرد، خوب و نیکو و بدون اشکال می دانند. برای درمان بیماری ها، موسیقی را خوب و نیکو می دانند. برای رهایی از اضطراب و استرس و افسردگی، موسیقی را خوب و نیکو می دانند. برای تربیت کودکان، موسیقی را خوب و نیکو می دانند. برای افزایش راندمان کار و برای دهها موضوع دیگر که دائماً تبلیغ می کنند، موسیقی را خوب و نیکو می دانند و سفارش به گوش دادن موسیقی می کنند.

کار تا جایی پیش می رود که در همه زمانها و همه مکانها و همه اشخاص را در معرض این منکر قرار می دهند. بچه قبل از اینکه بدنیا بیاید، مادرش با توصیه پزشکان مواجه می شود که یک موسیقی ملایم گوش بدهد،‌ چون هم برای خودش خوب است و هم برای جنین او. وقتی هم بدنیا می آید با موسیقی می خواهند او را آرام کنند. جشن تولدش با موسیقی همراه است. بزرگتر می شود برنامه های کودک رسانه ها که از ابتدا تا انتهایش موسیقی دارد. بزرگتر می شود به جامعه می آید در همه جا این موسیقی او را رها نمی کند. در مهد کودک و مدرسه، موسیقی او را رها نمی کند. ازدواج می کند بدون موسیقی نمی شود. در مجالس شادی و عزا، در وسایل نقلیه عمومی و خصوصی. در محل کار و حتی متأسفانه در مراکز مربوط به دین این منکر نفوذ پیدا می کند. وقتی هم کهنسال شد، در آسایشگاه سالمندان برای او موسیقی می گذارند تا افسردگی نگیرد و حواس او را از یاد آوری مشکلات زندگی سابقش پرت کنند.

به همین ترتیب به بهانه های مختلف تا آخر عمر با موسیقی همراه می شود. حتی پس از مرگ هم، موسیقی او را رها نمی کند. در تشییع جنازۀ او، گروه موزیک آورده می شود تا مارش عزا بزنند. در قبرستان هم، نوازنده ای می آورند تا با فلوت زدن، موجبات شادی روح آن مرحوم و تسلی خاطر بازماندگان فراهم شود!!!

 


[۱] تفسیر القمی، ج‏۲، ص: ۳۰۳

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *