آیا موسیقی واقعاً درمان کنندۀ بیماری‌هاست؟

برای دریافت پاسخی روشن به این پرسش، لازم است ابتداء دو مطلب بیان شود.

۱- موارد استعمال لفظ موسیقی

بحث موسیقی درمانی بدون تفکیک انواع موسیقی، یک پاسخ قطعی و بدون خدشه نخواهد داشت. به این خاطر، لازم است مشخص شود منظور از این موسیقی، کدام موسیقی است تا دقیق‌تر بتوان پاسخ داد.

موسیقی واژه‌ای است که هم در مورد آهنگ‌های زیبای موجود در طبیعت استعمال می‌شود؛ مثل صدای پرندگان، صدای امواج دریاها، صدای آبشارها، صدای وزش باد و نسیم از لابلای برگ درختان و هم در مورد آهنگ آلات نوازندگی و هم در مورد آهنگ صدای انسان.

می‌توان گفت: واژۀ موسیقی در مورد هر نوع صوت زیبا که آهنگین و موزون خوشایند طبع انسان است، استعمال می‌شود.

موسیقی ترکیبی خوشایند از صداهایی است که دارای وزن و آهنگ باشد.[۱]

علاوه بر این، گاهی اوقات لفظ موسیقی مجازاً در مورد هر چیزی که ریتم دارد و موزون است، اگرچه از مقوله صوت هم نباشد، استعمال می‌شود. برای مثال به برخی هنرها که دارای ریتم و هارمونی هستند و یا بر متون ادبی که دارای سجع و قافیه هستند، اطلاق موسیقی می‌شود. گاهی از حرکت افلاک و کرات آسمانی و نیز از حرکت سیّاره‌ها به دور خورشید، تعبیر به موسیقی می‌شود و یا به نظم دقیق موجود در طبیعت موسیقی می‌گویند.

در مورد قرآن کریم نیز، واژه موسیقی استعمال می‌گردد. امّا به دو صورت:

۱-   بکار بردن لفظ موسیقی در مورد لحن تلاوت قرآن که از زبان قاری خارج می‌شود.

۲-   نسبت دادن واژه موسیقی به خود آیات قرآن، بخاطر موزون بودن و آهنگین بودن جملات آن.

از میان استعمالات مختلف موسیقی، آنچه بیشتر در بحث موسیقی‌درمانی مطرح است، سه نوع موسیقی است:

۱-   موسیقی قرآن

۲-   موسیقی آلات نوازندگی

۳-   موسیقی‌های طبیعی

حال با تفکیک انواع موسیقی، بهتر می‌توان به این پرسش پاسخ داد که آیا موسیقی، درمان کننده بیماری‌ها هست یا خیر؟ چرا که ابتدا باید معلوم شود منظور، کدام نوع موسیقی است. به این دلیل که هر کدام از انواع موسیقی، تأثیرات متفاوتی دارند.

البته از میان این سه مورد، عمده نظریه‌ها و بحث‌ها در جهت تأیید یا ردّ موسیقی‌درمانی، مربوط به موسیقی آلات نوازندگی می‌شود. بالطبع بحث اصلی ما نیز پیرامون درمان با موسیقی آلات نوازندگی خواهد بود. ولی تأثیر موسیقی‌های طبیعی و موسیقی قرآن در زمینۀ درمان را نیز بررسی می‌کنیم.

۲- متفاوت بودن اثرات انواع موسیقی با وجود هم نام بودن آنها

زیاد مشاهده می‌شود برخی با استناد به اثرات یک نوع موسیقی، مثلاً اثرات مثبت موسیقی‌‌های طبیعی و یا اثرات موسیقی‌ قرآن، اینگونه نتیجه‌گیری می‌کنند که دیگر موسیقی‌ها نیز، همین اثرات را دارد، صرفاً به این دلیل که نام همه اینها موسیقی است. حال آنکه نام مشترک داشتن، دلیل بر مشترک بودن اثرات نیست. چون نامگذاری اشیاء، امری قراردادی است. ولی اثرات وضعی هر شیء، حقیقی و مختصّ همان شیء است.

اینکه ما به همه این اصوات، موسیقی می‌گوییم، دلیل نمی‌شود که اگر برخی از انواع موسیقی اثراتی داشت، در دیگر انواع موسیقی نیز همان اثر وجود داشته باشد. زیرا در عین حال که جنس همه اینها یکی است و نام موسیقی دارند، ولی ماهیت این موسیقی‌ها با هم تفاوت دارد و اثری که هر یک بر جای می‌گذارد، با اثر دیگری متفاوت است. موسیقی‌های طبیعی اثر ویژه خود را دارد. موسیقی قرآن اثر خاصّ خود را دارد. موسیقی آلات نوازندگی هم اثر مخصوص خود را دارد. نمی‌توان اثر هر یک را با اثر دیگری یکسان دانست.

در بحث موسیقی‌درمانی هم اینگونه است. یعنی اثبات موسیقی‌درمانی برای یکی از این سه نوع موسیقی، اثبات کننده موسیقی‌درمانی در دو نوع دیگر نیست و همچنین نفی موسیقی‌درمانی در یکی از انواع موسیقی، باعث نمی‌شود موسیقی‌درمانی را از دو نوع دیگر نیز نفی کنیم. زیرا همانطور که گفته شد نام مشترک، منشأ وحدت آثار ذاتی نیست. خواصّ و آثار هر نوع موسیقی، از ذات آن موسیقی نشأت گرفته و مخصوص همان موسیقی است و قابل سرایت به دیگر موسیقی‌ها نیست.


[۱]– فرهنگ فارسی نوین، واژۀ موسیقی، احمد دانشگر، انتشارات: حافظ نوین، چاپ اول، تهران، ۱۳۸۱

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *