غناء و موسیقی عامل بی حیایی و بی غیرتی

‏ به یک مجلس آبرومند که افراد با شخصیتی دعوت شده‌اند سری می‌زنیم. این مجلس می‌تواند ‏خانوادگی باشد که هم آقایان حضور دارند هم خانم‌ها. همگی با وقار و متانت نشسته‌اند و حُجب و حیاء ‏اجازه‌ نمی‌دهد که مردها به خانم‌ها نگاه بد داشته باشند. در همین حین صدای موسیقی و غناء بلند ‏می‌شود. مشاهده می‌کنیم به یکباره وضع جلسه تغییر پیدا می‌کند. موسیقی درون جان افراد نفوذ پیدا ‏می‌کند و شخصیت آنها را تغییر می دهد. ‏

شخصی دربارۀ تجربۀ خود در این موقعیت می نویسد: ‏«من نشسته بودم با بغل دستی‌ام صحبت می‌کردم. حجب و حیاء مانع بود که به قسمت زنانه نگاه ‏کنم. چشمم را کنترل می‌کردم که خطا نرود. یعنی تمایلی به نگاه به زنان نداشتم. اما به ناگاه یک ‏موسیقی تند و مطرب پخش شد. احساس کردم شخصیت من تغییر پیدا کرد. وقار و متانت چند لحظه ‏قبل را نداشتم. حالا نسبت به زنان جلسه، حسّ دیگری پیدا کردم. دوست داشتم به آنها نگاه کنم. میل ‏جنسی من تقویت شد. مشتاق بودم و آرزو داشتم با یکی از این زنان ارتباط داشته باشم؛ در آغوش ‏بگیرمش، ببوسمش و…خودم مانده بودم این چه تأثیری است که این موسیقی روی من داشت، می ‏دانستم این افکار و این نگاهها همه، شیطانی و پلید است، ولی نمی دانم چطور دلم خیلی اینها را ‏می‌خواست. شرم و حیاء از وجودم بیرون رفته بود. می‌دانستم همۀ اینها حرام است و موجب دوری من ‏از خدا می‌شود، اما نمی دانم چرا همۀ این حریمها در نظرم تحقیر شد و نمی‌توانستم جلوی خود را ‏بگیرم.»‏

بله یکی از آثار منفی غناء و موسیقی، از بین رفتن حیاء و غیرت است.

***

اهمیّت غیرت و حیاء

غیرت یکی از صفات خداوند است. خداوند غیور است و هر کس که این صفت غیرت مندی را داشته باشد، دوست دارد و بخاطر غیرت اوست که فحشاء ظاهری و باطنی را حرام کرده است.[۱]

اگر انسان غیرت نداشته باشد، از محافظت از آنچه که حفظ آن ضرورت دارد، کوتاهی می کند و یا بی تفاوت می شود.

غیرت یکی از ده صفتی است که در روایات، جزء مکارم اخلاق شمرده شده است. این ده صفت عبارتند از: ۱- یقین ۲- قناعت ۳- صبر ۴- شکر ۵- حلم ۶- حُسن خلق ۷- سخاوت ۸- غیرت ۹- شجاعت ۱۰- مروت‏.[۲]

حیاء نیز امری است فطری که خداوند متعال آن را در نهاد انسان قرار داده است. در روایت است که:

إِذَا لَمْ تَسْتَحْی فَاصْنَعْ مَا شِئْتَ‌.[۳] اگر حیاء نداری پس هر کاری خواستی انجام بده.

یعنی اگر انسان حیاء نداشته باشد، دست به هرگونه کار زشتی می زند. پس وجود صفت حیاء باعث انجام ندادن کارهای زشت می شود.

طبق روایتی دیگر، سرآمد آن صفاتى که موجب می شود از انسان اعمال خیر و کریمانه سر بزند، حیاء است.[۴] اگر کسی چشم بد به مال دیگران ندارد، بخاطر حیاء اوست. اگر راستگو است، بخاطر این است که از دروغ گفتن حیاء می کند. اگر در امانت خیانت نمی کند، چون حیاء دارد. اگر با اقوام خود رابطۀ خوبی دارد؛ اگر مهمانِ خود را اکرام می کند؛ اگر در برابر نیکی دیگران، نیکی می کند؛ و…، همه بخاطر وجود صفت حیاء در اوست. زیرا کسى که در برابر خالق و مخلوق، حیاء داشته باشد، از ارتکاب اعمال قبیح، خودداری می کند و در مقابل، اعمال خیر و کریمانه از او صادر می گردد.

طبق آنچه گفته شد، غیرت و حیاء در همۀ امور جریان دارد، لکن غیرت داشتن مرد و حیاء داشتن زن در امور ناموسی و امور جنسی، شاخصیّت و ظهور بیشتری دارد. لذا بیشترین موارد استعمال لفظ «حیاء» و «غیرت» در بین مردم نیز، در همین امور است. غیرت داشتن مرد، باعث می شود، ناموس خود را از تعرّض و یا چشم طمع دیگران محفوظ بدارد و حیاء زن باعث می شود در مقابل چشم طمع و تعرّض دیگران، وجود خود را حفظ کند.

غناء و موسیقی عامل تضعیف حیاء و غیرت

صفت حیاء و صفت غیرت به عنوان دو صفت مهم کلیدی در انسان، بواسطۀ عواملی ممکن است ضعیف و کم رنگ شوند. از جمله عواملی که ناخواسته، چنین تأثیری در انسان دارد، شنیدن غناء و موسیقی است.

غناء و موسیقی با تصّرف در عقل و خرد آدمی، سبب می شوند حیاء و غیرت که امری فطری در درون ذات انسان است، نزد شنونده ارزش خود را از دست داده و بی حیائی و بی غیرتی اموری با ارزش و با فضیلت به شمار آیند.

در همین باره، امام صادق علیه السلام می‌فرمایند:

 کسی که چهل روز در خانه اش بربط(آلت موسیقی) بنوازد و مردمان بر او وارد شوند، شیطان اعضاء خود را به تمام اعضای بدنش مَس می‌نماید. پس غیرت از آن مرد برطرف می‌شود، تا حدی که اگر با زنانش فعل قبیحی کنند بدش نمی آید.[۵]

و در روایت دیگری به همین مضمون آمده است:

خداوند، شیطانی را بر او مسلط می کند که بر تمام اعضای او می نشیند. هرگاه چنین شد، حیاء از او گرفته می شود و از اینکه هرچه بگوید و یا اینکه دیگران درباره او هرچه بگویند، باکی ندارد.[۶]

 از این روایات بدست می آید که مداومت بر شنیدن غناء و موسیقی، موجب سلب صفت حیاء و غیرت از انسان می شود. این گونه صداهای لهوی، کم کم روح حیاء و غیرت را از مشتریان خود می گیرد. البته اینگونه نیست که با یکی دو بار شنیدن غناء و موسیقی، بی حیایی و بی غیرتی، ملکۀ انسان گردد. بلکه در ابتداء ممکن است فقط در همان لحظات شنیدن غناء و موسیقی دچار این رزیله گردد. ولی مسلماً انسان هر چه بیشتر غناء و موسیقی بشنود، به مرور و ناخواسته صفت حیاء و غیرت کاملاً از او سلب می گردد و حتّی معیار غیرت و حیاء در نزد او تغییر پیدا می کند. بطوری که بی حیایی و بی غیرتی، نزد او فضیلت و ارزش می شود و به کسانی که مثل خودش نباشند، با دید حقارت نگاه می کند. در این صورت است که بر بی حیایی ها و بی غیرتی های خود اسم دیگری می گذارد و اصلاً آن را بی حیایی و بی غیرتی نمی داند.

زنانی که حاضر می شوند با وضع نابهنجار و زننده بطور بدحجاب یا بی حجاب با آرایش کردن به سطح جامعه بیایند و مردی که راضی می شود ناموس او این گونه باشد، نشان از این است که معیار فضائل در آنها تغییر پیدا کرده و روح حیاء و غیرت از آنها رخت بربسته است. چنانچه در معرض قرار گرفتن زنان و جلوه گری و ارتباط با نامحرمان در نظر آنها به کاری خوب و با ارزش تبدیل می شود و به اصطلاح مایۀ روشن فکری و بالا بودن کلاس و فرهنگ دانسته می شود و به آن افتخار می کنند و اگر افرادی این چنین نباشد، از دیدگاه ایشان، متحجّر و اُمّل و دور از فرهنگ به حساب می آیند.

در روایتی از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده که: اَلْغِناءُ رُقْیَهُ الزِّناءِ.[۷]

یعنی غناء نردبان (و یا مقدمۀ) زنا است. این روایت بیانگر یکی از اسرار منع از شنیدن غناء است. انسان متوجه می‌شود حکمت حرمت غناء بسیار عمیق‌تر از این اندیشه‌های بشری ماست که سعی در توجیه و فلسفه تراشی برای احکام الهی می‌کنیم.

زیرا غناء و موسیقی های مطرب، باعث تحریک شدید غریزۀ جنسی و قوای شهوانی انسان، بخصوص در جوانان می گردد. دختر و پسری که ممکن بود قبل از شنیدن غناء و موسیقی، به حکم عقل مبنی بر لزوم حفظ حیاء و عفت، از ارتکاب اعمال منافی عفت شرم کنند، با شنیدن غناء و موسیقی، غریزۀ جنسی آنها بر عقلشان غلبه پیدا می کند و به دنبال آن حیاء و عفّت که امری فطری و عقلی است، از آنها رخت بر می بندد و ممکن است کار را به جایی برسانند که حاضر به انجام هر گونه اعمال منافی با عفت شوند.

اینکه می‌بینیم وقتی پسر جوانی با اتومبیل جلوی دختر نامحرمی می‌ایستد و سوارش می‌کند، اولین کار این است که برایش ترانه و موسیقی پخش ‌کند، برای همین است که از ابتدا شرم و حیای دختر را بریزد تا بیشتر به او چراغ سبز نشان دهد.

اینکه می بینیم با گسترش غناء و موسیقی های مطرب، بی بند و باری ها، عدم رعایت حریم زن و مرد نامحرم، چشم چرانی ها، روابط نامشروع دختر و پسر، تجاوز به نوامیس مردم و زنا و فحشاء هم گسترش یافته، به همین خاطر است.

اینکه می‌بینیم در مجالس فساد و بی‌بندوباری، موسیقی یک پایۀ اصلی آن مجالس را تشکیل می‌دهد، برای همین است. چون موسیقی حسّ شهوت جنسی زن و مرد را تشدید می‌کند و از سوی دیگر، پردۀ حیاء و عفت و غیرت را میدرد و از سوی سوم عقل و اراده آنها را می‌پوشاند. اینجاست که زمینه کاملاً مهیا شده تا روابط نامشروع شکل بگیرد. لذا اگر در این مجالس غناء و موسیقی نباشد، اصلاً از نظر آنها به آنها خوش نمی گذرد. در این مجالس است که مبداء میل به انجام اعمال مغایر با حیاء و عفّت در همان مجالس یا در آینده شکل می گیرد. یکی از نتایج این گونه رفتارها آن می شود که غریزۀ جنسی از غیر کانال صحیح آن ارضاء شده، رشته و تار و پود خانواده ها از هم گسسته و طلاق در سطح جامعه زیاد گردد. بنابراین نباید از عواقب سوء غناء و موسیقی غافل شویم.

اینکه می‌بینید هر روز حیاء و غیرت مردم کمتر از قبل می‌شود؛ اینکه هر روز روابط نامشروع بیشتر از قبل می‌شود، یکی از علتهای مهم آن همین شیوع بی حدّ و حصر موسیقی است. موسیقی با بی‌حیائی و بی حجابی و زناء و هرگونه بی‌بندوباری ارتباط مستقیم دارد. به همین خاطر، اینکه بعضی از صاحب‌نظران، موسیقی را با شراب‌خواری مقایسه می‌کنند دور از واقع نیست. چون موسیقی تأثیراتی روی انسان می‌گذارد که شراب‌خواری هم همان تأثیر را می‌گذارد.

در برخی منابع نقل شده که:

غناء جاسوس قلب و سارق مروّت و عقل هاست. در سویدای قلب‌ها داخل شده و از اسرار آن آگاهی می‌یابد. بطور مرموزانه به سمت قوۀ خیال حرکت می‌کند و هوس‌ها و شهوتها و کم عقلی‌ها و حماقت هایی که در آن نهفته است را زنده می‌کند. در آن هنگام است که مرد را می‌بینی در حالی که رفتار محترمانه دارد؛ با وقار و عاقل و مؤمن و عالم است؛ سخن او حکمت آمیز و سکوت او عبرت است. پس به ناگاه با شنیدن غناء، عقل و حیای او کاهش می‌یابد. مروّت و منزلت او می‌رود. پس هر آنچه را قبل از شنیدن غناء قبیح می‌شمرد، اکنون نیکو می‌داند و آن اسرار نهانی که آنها را کتمان می‌کرد، آشکار می‌سازد. آن سکوت و آرامش، جای خود را به پرگویی و یاوه گویی و حرکت دادن بدن می‌دهد بطوری که گویا جنّ زده شده است. چه بسا شروع به دست زدن می‌کند و پاهایش را به زمین می‌کوبد. خمر نیز با انسان اینچنین می‌کند و…[۸]

مطلب جالبی دیدم از یکی از علمای گذشته، ایشان وضعیت غناء و موسیقی در حدود صد سال را توضیح می دهد و از رواج بی رویۀ موسیقی و غناء در زمان خود نسبت به پنجاه سال قبل از آن گله می کند. باید به ایشان بگوییم: کجایید سر از خاک قبر بردارید و وضعیت فعلی موسیقی و غناء در جامعۀ ما را ببینید و با زمان خودتان مقایسه کنید؟!

ایشان می گوید:

و این تار و طنبور چقدر در هر سال و ماه و هفته و روز و در هر شهر و ولایت ‏ باعث گناه کبیره مى‌شود. پنجاه سال قبل از این، در هر شهرى چند فرد مطرب معلوم الحال بود و در وقت عروسى آنها را پیدا ‏مى‌کردند. آن بى‌غیرتها هم براى اهل مجلس، قدرى دف و طنبور مى‌زدند و بعد به قدر امکان مخفى ‏مى‌شدند.‏

ولی حالا در این زمان، مطربها زیادتر شده‌اند و در اغلب خانه‌ها و در شهرها آلات و ادوات غنا و طرب ‏موجود است و اهل آن خانه‌ها خودشان مطرب و بى‌ادب و بدون حیا و بى‌عار گردیده‌‌اند. مثل مشهور ‏است که اگر کسى حیاء نداشته باشد رقص کردن دربارۀ او ثابت است. به یک باره، حیاء و حجاب و ‏آبروى این صنف از مردم از بین رفته و اکثر زنان و جوانان مطرب شده‌اند. در زمان سابق اگر به کسى ‏مطرب مى‌گفتند، بسیار بدش مى‌آمد، زیرا آنها بى‌حیاء و بى‌عار نبودند، به خلاف این زمان ما که از ‏مطرب بودن حیاء نمى‌کنند.‏[۹]

حال این عالم بزرگوار اگر وضعیت غناء و موسیقی در زمان ما را می دید، چه می گفت؟

بعضی می‌گویند بگذارید جوان‌ها شاد باشند؛ لذت زندگی را ببرند! بله شاد باشند و لذت زندگی را هم ببرند. اما با موسیقی، چنین هدفی بدست نمی‌آید. به چه قیمتی می‌خواهید جوان‌ها شاد باشند و لذت ببرند؟ به قیمت بی‌غیرت و بی‌حیاء شدن؟ به قیمت ضعف نفس و بی‌ارادگی؟ در مثَل گفته‌اند: فلانی تریاک کشید کمرش سفت بشود، غیرتش شُل شد. موسیقی و غناء هم همین است. غیرت و حیاء را بیش از حدّ شُل می کند.



[۱]– عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى غَیورٌ یحِبُّ ‏کُلَّ غَیورٍ وَ لِغَیرَتِهِ حَرَّمَ‏ الْفَوَاحِشَ ظَاهِرَهَا وَ بَاطِنَهَا. کافی، ج‏۵، ص: ۵۳۵٫

[۲]– امام صادق علیه السّلام فرمودند: خداى تبارک و تعالی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را به مکارم اخلاق اختصاص داد، شما خود را بیازمائید، اگر آنها در وجود شما هم بود، خدا را شکر کنید و نسبت به ازدیاد آنها رغبت پیدا کنید. سپس آنها را ده چیز شمرد: یقین و قناعت و صبر و شکر و حلم و حُسن خُلق و سخاوت و غیرت و شجاعت و مروت. معانی الأخبار، ص: ۱۹۲- کافی، ج‏۲، ص: ۵۶٫

[۳]– عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج ۲، ص۵۶

[۴]– امام صادق علیه السّلام فرمودند: مکارم ده چیز است، اگر می توانى آنها را داشته باش، زیرا گاهى شخصى آنها را دارد و فرزندش ندارد و گاهى در فرزند هست و در پدرش نیست، و گاهى در برده هست و در آزاد نیست، عرض شد: آنها چه هستند؟ فرمود: نومیدى حقیقى (از آنچه‏ دست مردم است) و راستى زبان و اداء امانت و صله رحم و پذیرائى از مهمان و غذا دادن بسائل (کسى که از او غذا طلبد) و جبران نیکى‏هاى و مراعات حق همسایه و مراعات حق رفیق و رأس همه مکارم (افضل و عالیتر از همه) حیا و شرم است. کافی، ج‏۲، ص: ۵۵٫

[۵]– عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ جَرِیرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یقُولُ‏ إِنَّ شَیطَاناً یقَالُ لَهُ الْقَفَنْدَرُ إِذَا ضُرِبَ فِی مَنْزِلِ رَجُلٍ أَرْبَعِینَ یوْماً بِالْبَرْبَطِ وَ دَخَلَ عَلَیهِ الرِّجَالُ وَضَعَ ذَلِکَ الشَّیطَانُ کُلَّ عُضْوٍ مِنْهُ عَلَى مِثْلِهِ مِنْ صَاحِبِ الْبَیتِ ثُمَّ نَفَخَ فِیهِ نَفْخَهً فَلَا یغَارُ بَعْدَهَا حَتَّى تُؤْتَى نِسَاؤُهُ فَلَا یغَارُ. کافی؛ ج‏۶ ؛ ص۴۳۳

[۶]– عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّد علیهما السلام أَنَّهُ قَالَ: مَنْ ضَرَبَ فِی بَیتِهِ بَرْبَطاً أَرْبَعِینَ صَبَاحاً سَلَّطَ اللَّهُ عَلَیهِ شَیطَاناً لَا یبْقِی عُضْواً مِنْ أَعْضَائِهِ إِلَّا قَعَدَ عَلَیهِ فَإِذَا کَانَ ذَلِکَ نَزَعَ اللَّهُ مِنْهُ الْحَیاءَ فَلَمْ یبَالِ‏ بِمَا قَالَ وَ لَا مَا قِیلَ لَهُ. دعائم الإسلام ؛ ج‏۲ ؛ ص۲۰۸٫

[۷]– جامع الأخبار، ص: ۱۵۴٫

[۸]– الغدیر، ج‏۸، ص۱۱۰- روح المعانى فى تفسیر القرآن العظیم، (تفسیر آلوسی)، ج‏۱۱، ص۶۸٫

[۹]– سید حسین عرب‌باغی ارموى، کشف الغطاء عن وخامه الغناء؛ ص: ۱۹٫ با اندکی ویرایش.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *