موسیقی و افزایش شیر گاو و محصول گوجه فرنگی

 

می گویند: محقّقان آزمایش کرده اند که موسیقی بر گیاهان و حیوانات نیز تأثیرگذار است. مثلاً برای بوتۀ گوجه فرنگی موسیقی پخش کرده اند، دیده اند محصولش بیشتر می شود. یا برای گاوها موسیقی گذاشته اند، دیده اند که بیشتر شیر می دهند. این نشان دهندۀ آن است که موسیقی فوائد فراوانی دارد و می توان از آثار مثبت فراوان آن برای انسان ها بهره برد.

در این باره چند نکته به نظر می رسد:

نکتۀ اوّل اینکه بله به اثبات رسیده است که موسیقی بر روی انسان و حیوانات و گیاهان تأثیر می گذارد. لذا ما در صدد انکار آن نیستیم. ولی نکته ای که باید به آن توجه کنیم این است که صرف تأثیر گذار بودن موسیقی، دلیل بر مفید بودن آن نیست. چون تأثیر، اعمّ از تأثیر مثبت و منفی است. بنابراین مهم آن است که بدانیم این تأثیری که مسلّماً موسیقی بر روی گیاهان و یا حیوانات دارد، آیا تأثیر مثبت است یا منفی؟ و الّا اینکه بگوییم موسیقی روی گیاهان و حیوانات تأثیرگذار است، نه کشف جدیدی است که کسی قبلاً از آن با خبر نبوده و نه با دانستن آن مشکلی حلّ می گردد.

نکتۀ دوم اینکه چون موسیقی فقط به صدای تولید شده توسط آلات نوازندگی اطلاق نمی شود، بلکه به صدای حنجرۀ انسان و حتی به اصوات زیبای موجود در طبیعت نیز موسیقی می گویند، پس باید تأثیر هر یک از این نوع موسیقی های سه گانه را جداگانه بررسی نموده و سپس قضاوت کنیم آیا این موسیقی ها بر روی گیاهان و حیوانات تأثیر مثبت دارد یا تأثیر منفی:

۱- تأثیر موسیقی های طبیعی بر حیوانات و گیاهان

موسیقی های طبیعی از قبیل صدای پرندگان، صدای امواج دریاها، صدای آبشارها، صدای وزش باد و نسیم از ‏لابلای برگ درختان و… است. تأثیرات مثبت و نشاط انگیز این نوع موسیقی بر روی انسان، امری مسلّم و وجدانی و مورد قبول همگان است. در مورد حیوانات و گیاهان نیز نتایج برخی از تحقیقات منتشر شده، حکایت از مثبت بودن تأثیرات این نوع موسیقی می کند که در اینجا خلاصه ای از یک تحقیق را می آوریم:

  • در تحقیقی، قناری هایی که از شنیدن صدای آواز دیگر قناری ها محروم شدند، رشد مغزیشان کُند شد. به عبارت دیگر، رشد سلولهای مغزی پرندگان به واسطۀ آوازی که برای یکدیگر می خوانند، تأمین می شود.

آواز پرندگان بر سلامت و رشد گیاهان نیز اثر دارد. در طی ۱۵ سال محققان کانادایی، تولید محصولات کشاورزی را با استفاده از اصوات طبیعی بالا بردند. آنها صدای پرندگانی همچون گنجشک، چکاوک و پرستو را از بلندگو برای گیاهان در حال رشد، پخش می کنند. این اصوات روزنه های سطح برگ را باز می کند و باعث می شود گیاه مواد غذایی بیشتری جذب کند و گردش غذایی را در گیاه تا هفت درصد بالا می برد. این روش را سونیک بلوم گویند.[۱]

۲- تأثیر موسیقی آوازی بر حیوانات و گیاهان

موسیقی آوازی یعنی موسیقی حنجرۀ انسان. در این نوع از موسیقی بخاطر تنوع در سبک های آن، طبیعتاً یک تأثیر واحد را مشاهده نخواهیم کرد. به عبارتی همۀ اقسام موسیقی خوانندگی انسان، یک تأثیر واحد ندارند؛ بلکه هر سبک خوانندگی، تأثیر خاصّ خود را دارد. یک نمونۀ مشهور تاریخی از تأثیر موسیقی آوازی، قضیۀ «حداء خوانی» است که در زمان قدیم برای اینکه شترها به سرعت طی طریق کنند، شتر سوارها برای شتران خود با ریتم خاصّی شروع به خوانندگی می نمودند. این کار باعث می شده شترها به هیجان آمده و سریع تر حرکت کنند.

در بین همۀ موسیقی های آوازی، آنچه شنیدنش شرعاً مجاز نیست، غناء است. در جای خود اثبات شده که شنیدن غناء بخاطر ریتم خاصّی که دارد، تأثیرات منفی جسمی و روحی زیادی بر روی انسان می گذارد و به جهت مشترک بودن تأثیرات موسیقی بر انسان و حیوان و گیاه، قطعاً شنیدن موسیقی غناء توسط حیوانات و گیاهان نیز بر روی آنها تأثیر منفی خواهد گذاشت.

غناء همان خوانندگی مطرب است. همانطور که گفته شد، این موسیقی نیز تأثیر گذار است ولی از نوع تأثیر منفی و مفسده انگیز که عبارت است از تحریک شهوات و سوق دادن انسان به سمت گناه و غافل نمودن او از یاد خدا. به همین خاطر شنیدن آن ممنوع گردیده است. علامت ساده و راحت برای تشخیص غناء از غیر غناء، ملاحظۀ ریتم خوانندگی است. اگر شنونده احساس کرد ریتم این خوانندگی، رقص آور است، معلوم می شود این خوانندگی، غناء است و باید از شنیدن آن اجتناب کند. در غیر این صورت از جهت موسیقی، این خوانندگی اشکال ندارد. البته محتوای کلام، بررسی جداگانه ای می خواهد که خارج از موضوع بحث ماست.

بنابراین اگر منظور از موسیقی، موسیقی آوازی و از نوع مجاز آن باشد، یعنی غناء نباشد، بله امکان تأثیرگذاری مثبت آن بر انسان و حیوان و گیاه وجود دارد.

موسیقی قرآن

یکی از بهترین موسیقی های آوازی که هم تأثیر مثبت بر انسان و هم تأثیر مثبت بر سایر موجودات می گذارد، موسیقی تلاوت قرآن است و البته این تأثیر مثبت، به شرط آن است که قواعد و شرایط تلاوت، از سوی قاری قرآن رعایت گردد.

موسیقی قرآن، با دلایل عقلی و نقلی و همچنین به تجربه اثبات شده است که بر روح و جان انسان تأثیر گذار است. قرآن معجزۀ پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و کتابی است که برای هدایت مردم نازل شده است. حتّی موسیقی قرائت و تلاوت آن، برای کسانی که آمادگی پذیرش حقیقت را داشته باشند، سبب هدایت آنها می شود. موسیقی قرآن چون با فطرت انسان هماهنگ بوده، پرده های غفلت را کنار می زند و دلهای انسانهایی که هنوز به ندای فطرت خود، پاسخ مثبت می دهند را متوجه معبود حقیقی و خالق هستی می کند. چه بسیار افراد غیر مسلمان و چه بسیار مسلمانان گنهکاری که با شنیدن آیات قرآن از لسان یک قاری خوش صوت، تحث تأثیر قرار گرفته و از گمراهی رهایی پیدا کرده و هدایت شدند. در این باره مطالب بسیاری وجود دارد که ذکر آنها بحث را به حاشیه می برد.

با وجود این تأثیرات مثبت موسیقی قرآن بر انسان، افراد کنجکاوی نیز بوده اند که خواسته اند ببینند آیا همانطور که موسیقی قرآن بر روی انسان های پاک نهاد، تأثیر مثبت می گذارد، بر روی گیاهان[۲] نیز چنین تأثیری دارد یا خیر؟

در اینجا برخی تحقیقات و آزمایشاتی که پیرامون تأثیر موسیقی قرآن بر روی گیاهان صورت گرفته را بطور خلاصه نقل می کنیم:[۳]

  • تحقیقی توسط یک دختر دانش پژوه ترکیه ای انجام گرفته که روزنامۀ حریّت ترکیه آن را منتشر کرده است. این تحقیق روی دو دسته گیاه که در شرایط کاملاً مساوی از نظر آب و هوا و تغذیه، نگهداری می شدند، انجام گرفته است. با این تفاوت که در کنار دستۀ اوّل، روزانه ۵ ساعت صوت قرآن پخش می شده، ولی دسته دوم اینگونه نبوده است. پس از ۲۰ روز مشاهده شد که دستۀ اول از گیاهان که صوت قرآن در کنارش پخش می شد، رشد قابل توجّهی نسبت گیاهان دستۀ دوم داشته است.[۴]
  • در آزمایش دیگری، پس از سه روز پخش تلاوت قرآن برای دانه های جو، مشاهده شد که جوانه های این دانه ها نسبت به جوانه های دانه هایی که برایشان قرآن پخش نشده بود، خیلی بیشتر رشد کرده بودند..[۵]
  • در آزمایش دیگری که با هدف مقایسۀ تأثیر صوت قرآن و ۶ سبک دیگر موسیقی، بر روند رشد و جوانه زنی بوتۀ گندم صورت گرفته بود، نتایج جالبی بدست آمد. در این آزمایش که در ۶ مرحله انجام گرفته بود، در هر مرحله، تأثیر صوت قرآن با یکی از انواع سبک های موسیقی کلاسیک، سنتی، ایرانی، طبیعی، پاپ ایرانی، رپ و روانگردان مقایسه شد. نتیجه ای که به دست آمد این بود بذرهایی که در معرض صوت قرآن بودند، بیشترین رشد را نسبت به بذرهایی که در معرض سایر موسیقی ها بودند، داشتند. البته تأثیر سبک های دیگر موسیقی نیز یکسان نبوده و موسیقی رپ و روانگردان بیشترین اثر مخرّب را بر جوانه زنی داشته اند. ولی آنچه بطور مشترک در همۀ آزمایش ها مشاهده شد این بود که صوت قرآن دارای بیشترین تأثیر مثبت بر میزان جوانه‌زنی و همچنین بیشترین میزان رشد طولی بوده است.[۶]
  •  در یکی از کشورهای عربی مجاور، محقّقی زندگی می‌کند که به علّت تحقیق علمی و عملی‌اش در جهان عرب و همۀ دنیا شهرت دارد. تخصّص او در زمینۀ ژنتیک می‌باشد. او استاد دانشگاه و دارای جایگاه علمی بالایی است. وی به علّت تجربیّات علمی فراوانش شهرت دارد…

این پژوهشگر در سال ۱۹۹۷ میلادی در باغچۀ دانشکدۀ علوم دست به آزمایشی زد. وی چهار اتاق پلاستیکی هم‌اندازه ساخت و آنها را به یک اندازه از خاک پر کرد و در آنها یک نوع گندم کاشت و دانه‌های گندم را در عمق واحدی در آنها کاشت و همۀ آنها را به اندازۀ مساوی از یک کود معینی کودپاشی کرد و همۀ آنها را به اندازۀ مساوی و در تعداد دفعات معین آبیاری کرد. سپس از یکی از دانشجویان دختر خواست که در هفته دوبار سوره‌های یس، فاتحه، اخلاص و آیه‌الکرسی را بر روی قطعۀ اول بخواند. از دانشجوی دختر دیگری خواست که گیاهی را بیاورد آن را در برابر گیاهان کاشته شده پاره‌پاره و تکه‌تکه کند و اجزای آن را قطعه‌قطعه نماید و سخنان زشت و بی‌رحمانه‌ای را در برابر این گیاه بگوید و این کار را دوبار در هفته تکرار کند. دانشجوی دیگری را مأمور کرد گیاهان قسمت سوم را بزند و داغ نماید و با قیچی برگهایش را پاره ‌پاره نماید.

خلاصه اینکه، گیاه اول در برابر آن قرآن تلاوت می‌شد. در برابر دومی، گیاهی پرپر می‌شد و گیاه سوم، شکنجه و تعذیب می‌شد. اما گیاه چهارم را به حال خود رها کرد تا به صورت طبیعی رشد نماید و آن را «نمونه» نامید. امّا چه نتیجه‌ای به دست آمد؟

نتیجه تحقیق که آن را در یک کنفرانس علمی عرضه کرد چنین بود: گیاهی که برای آن قرآن تلاوت شده بود، ۴۴ درصد بیش از گیاه نمونه رشد کرده بود و دانه‌های آن ۱۴۰ درصد بیش از گیاه نمونه بود. گیاه دوم و سوم که شکنجه و پرپر شدند یا شاهد تعذیب و تکه‌تکه شدن گیاه دیگری بودند، طول آنها ۳۵ درصد کوتاه‌تر از گیاه نمونه بود و محصول آنها نیز به ۸۰ درصد کاهش یافته بود. این امر تفسیر علمی «برکت» است. پس هرگاه فرد مؤمنی کشاورزی می‌کند و قرآن را با روح و نیّت پاک تلاوت می‌کند و همواره خدا را یاد می‌کند، این ذکر در برابر گیاهان باعث افزایش محصول آنها می‌شود.[۷]

بنابراین، اگر منظور از موسیقی در قضیّۀ «افزایش شیر گاو و محصول گوجه فرنگی با موسیقی» موسیقی قرآن باشد، نه تنها مخالفتی با آن نداریم، بلکه صددرصد با آن موافقیم و به یقین می دانیم که این نوع موسیقی هم بر انسان تأثیر مثبت می گذارد و هم بر دیگر موجودات و همانطور که در برخی آزمایشها مشخّص شده بود، تأثیر موسیقی قرآن در این زمینه بیش از سایر موسیقی هاست.

۳- تأثیر موسیقی آلات نوازندگی بر حیوانات و گیاهان

تأثیر این نوع موسیقی بر روی گیاهان و حیوانات نیز به اثبات رسیده است که نمونۀ آن همین افزایش شیر گاو و محصول گوجه فرنگی است. یک نمونه دیگر از این تأثیر را که همگی دیده ایم، تأثیر نواختن نی برای مار کبرا است که با نواخته شدن نی، مار از درون سبد، سر بر می آورد.

نمونه های فراوان دیگری را در این زمینه نقل کرده اند که برخی را ذکر می کنیم. مثلاً:

  • وقتی موسیقی نواخته شود، عنکبوت از تار تنیدن باز می ماند. «میشله» نویسنده معروف فرانسوی نقل می کند که جوان هنرمندی که اغلب ساعات روز را به نواختن ویولون در اطاق خود می گذرانید، روزی مشاهده می کند روی دستش که آرشه گرفته، عنکبوتی سراپا به نوای ویولون گوش داده و بی حرکت ایستاده است.

همچنین فردی که در اتاق مشغول نواختن نی لبک بود، رو به روی او بر روی دیوار اتاق، عنکبوتی تار می تنید. هنگامی که صدای نی لبک را شنید از تار تنیدن باز ایستاد و بی حرکت ماند.

  • توسگانینی موسیقی دان شهیر ایتالیایی می گوید: تأثیر موسیقی در سگ ها بسیار شدید می باشد و هنگامی که قطعات معروف موسیقی را می شنوند، گوش های خود را تیز کرده و حالت حمله به اشخاص بیگانه را به خود می گیرند.
  • گرگ بر عکس سگ بی اندازه از موسیقی متأذی و فراری است. به همین جهت در بسیاری از دهستان های روسیه، زارعین و کشاورزان برای بیرون کردن دستۀ گرگ ها از دهکده، آلات موسیقی را به صدا درآورده و گرگ ها را از حوالی دهکده فراری می دهند.
  • بسیاری از شکارچیان خرس، در آفریقا و آمریکا با نواختن فلوت این حیوان را دستگیر می سازند. بدین ترتیب که خود را در معبر خرس قرار می دهند و هنگامی که این حیوان نزدیک می شود، فلوت را به صدا در می آورند. خرس از شنیدن صدای فلوت، تعادل خود را از دست می دهد و روی پا و دست چپ خود بلند می شود و فوراً آن حیوان را به دام می اندازند.
  • فیل از شنیدن نوای موسیقی متأثّر و یا مسرور می گردد. به همین جهت است که در سیرک ها تا ارکستر به صدا در نیاید فیل ها عملیات اعجاب انگیز خود را نشان نمی دهند.
  • شیر با شنیدن موسیقی بی حرکت می شود. یکی از نقّاشان فرانسوی برای اینکه از شیرهای باغ وحش پاریس نقّاشی بکشد، ارکستری را استخدام نمود. آنها با نواختن، شیرها را مدّتی بی حرکت نگاه می داشتند و به این وسیله نقّاش مزبور، می توانست از شیرها تابلویی تهیه کند.
  • به طوری که در حوضچه های شیشه ای آزمایش شده، هنگامی که آهنگ فلوت یا ویولون منعکس شود، ماهی های شناور در آن حوضچه ها، از حرکت ایستاده و در وسط آب توجه خود را به شنیدن موسیقی معطوف می دارند.
  • یکی از دانشمندان حیوان شناس آلمان که از موسیقی نیز سر رشته دارد، آهنگی ساخته که با نواختن آن، مرغ ها زودتر از موعد معین تخم گذاری را آغاز می کنند. [۸]

خب اگر در همین چند مثالی که ذکر شد دقت شود، ملاحظه می گردد که واکنش حیوانات در برابر موسیقی آلات نوازندگی، واکنش به یک پیشامد غیر مترقبه و غیر عادی است که در روند عادی زندگی آنها، اختلال ایجاد می کند. اینکه حیوان با شنیدن موسیقی شروع به حرکت کند، یا بی حرکت بماند و یا حالت حمله به خود بگیرد، یا فرار کند، یا شروع به حرکات نمایشی کند، یا زودتر از موعد تخم گذاری را شروع کند و… هیچ یک، از جهت خود حیوان، تأثیر مثبت محسوب نمی شود. بلکه این تأثیرات، برای آن انسان هایی مثبت است که این حیوانات را در اسارت خود گرفته و می خواهد  از آنها بهره کشی بیشتر کند، هرچند خود حیوان اذیّت گردیده و یا به او ضرر وارد گردد.

و امّا در مورد افزایش شیر گاو و محصول گوجه فرنگی به کمک موسیقی آلات نوازندگی باید چند نکته بیان شود:

اولاً بازتاب و تأثیر امواج موسیقی بر روی اعصاب و روان و سیستم های حیاتی ‏جانداران، چه انسان ها و چه حیوانات و چه گیاهان، یک امر غیرارادی و ناخودآگاه است. یعنی شنوندۀ امواج موسیقی، ‏خواه انسان و خواه حیوان و یا گیاه باشد، این امواج بدون اراده، روی آنها تأثیر خواهد ‏گذاشت. بنابراین این تأثیرات غیر ارادی و ناخود آگاه، به خودی خود و فی نفسه برای انسان که برتری او نسبت به ‏سایر موجودات به خاطر عقل و ارادۀ آگاهانۀ اوست، هیچ ارزش و کمالی محسوب نمی شود. ‏

ثانیاً صرف اینکه یک نوع موسیقی بر روی موجوداتی همچون گیاهان و حیوانات که رتبۀ خلقت آنها پایین تر از انسان بوده و فاقد همۀ ابعاد وجودی انسان هستند، موجب افزایش محصول آنها شده به تنهایی اثبات کنندۀ ضرورت موسیقی برای انسان و مفید بودن آن برای انسان نیست. زیرا انسان علاوه بر بُعد جسمی و مادّی، بُعد دیگری دارد که حیوان و گیاه آن را ندارند. لذا به صرف تأثیر مثبت موسیقی بر بُعد جسمی و مادّی حیوانات و گیاهان، نمی توان ضرورت و مفید بودن موسیقی برای بُعدی که مخصوص انسان است و حیوان و گیاه فاقد آن است، اثبات نمود. چون ممکن است موسیقی برای بُعد اختصاصی انسان، مضرّاتی داشته باشد که وجود این مضرّات در حیوان و گیاه به دلیل عدم وجود آن بُعد، اصلاً مطرح نیست.

در آزمایش ها و تحقیقاتی که برای مشخص نمودن میزان تأثیر موسیقی بر روی حیوانات و گیاهان صورت گرفته، آنچه مشاهده می شود این است که فقط تأثیر موسیقی از جهت جسمی و مادّی بررسی شده است. بنابراین به استناد این تحقیقات و آزمایش ها حداکثر چیزی که می توان اثبات کرد این است که موسیقی می تواند در جهت جسمی و مادّی روی انسان تأثیر بگذارد. اما به استناد این تحقیقات و آزمایش ها نمی توان تأثیرگذاری موسیقی بر روح و روان و بُعد معنوی انسان و به تبع آن، مفید بودن موسیقی برای این بُعد را اثبات نمود.

ثالثاً تأثیراتی همچون امثال افزایش شیر و یا رشد سریع و بزرگ تر شدن بدن، هرگز کمال انسان بشمار نمی آید که بدین واسطه بخواهیم ضرورت استفاده از عامل ایجاد و یا تقویت این تأثیرات را اثبات کنیم.

به عبارت دیگر، اگر فرض کنیم که افزایش شیر و یا افزایش محصول و مانند آن، برای گاو و گوجه فرنگی، کمال محسوب می شود، لکن اینگونه آثار در زمرۀ کمالات انسان به حساب نمی آید. لذا از این جهت، مقایسۀ بین انسان با گاو و بوتۀ گوجه فرنگی، مقایسۀ غلطی است. چون انسان بنا نیست مثل گاوها شیر بیشتر بدهد یا مثل بوتۀ گوجه فرنگی محصول بیشتری تولید کند تا بدین واسطه، شنیدن موسیقی برای او ضرورت پیدا کند!!!

بله به فرض اگر بجای افزایش یافتن شیر گاو یا محصول گوجه فرنگی، انسانهایی مثال زده می شدند که با شنیدن موسیقی و یا با نوازندگی کردن، به مراتب عالی کمال رسیده اند و این کمال، بخاطر شنیدن و یا نواختن موسیقی بوده است، این مثالها می توانست ضرورت و لزوم موسیقی برای انسان را اثبات نماید. ولی اینکه انسان با موجودات پائین تر از خود مقایسه شود و با این قیاس بخواهند ضرورت چیزی را اثبات کنند که در کمال انسان، تأثیری ندارد، اشتباه است و این در واقع به منزلۀ پائین آوردن مقام و شأن انسان در حّد حیوان و گیاه است.

ممکن است برخی بگویند: شما بلند پروازانه به این موضوع نگاه می کنید و انتظارات بیش از حدّی از موسیقی دارید. گرچه ممکن است موسیقی مستقیماً نقشی در کمال انسان نداشته باشد، ولی می تواند برخی نیازهای دیگر انسان را پاسخ دهد.

در جواب می گوییم بله حتی اگر از این موضع که به زعم بعضی، بلند پروازانه است نیز کوتاه بیاییم و اصلاً کاری به تأثیر داشتن یا نداشتن موسیقی بر کمال انسان نداشته باشیم؛ بلکه فقط معیار ما، مطلق تأثیرات مثبت و بلند مدّت موسیقی، چه مادّی و چه معنوی آن باشد، این معیار نیز برای اثبات ضرورت موسیقی، از نظر عقل قابل پذیرش است. لذا اگر محقّقی بیاید اثبات کند که شنیدن موسیقی، در دراز مدّت، فلان تأثیرات مثبت مادّی یا معنوی را بر انسان و حتی بر سایر جانداران دارد، باز نتایج اینگونه تحقیقات می تواند، ضرورت شنیدن موسیقی برای انسان را اثبات کند. لکن یا چنین تحقیقاتی وجود ندارد و یا اگر وجود داشته باشد، نتیجۀ آن منفی است. اگر کسی در این باره نمونه هایی مستند سراغ داشته باشد، ما آن را می پذیریم.

اینکه تأکید می کنیم بر «تأثیرات بلند مدّت موسیقی» و نه تأثیرات کوتاه مدّت آن، به این خاطر است که ما تأثیرات کوتاه مدّت و زودگذرِ بظاهر مثبت بعضی از موسیقی ها را انکار نمی کنیم. وجود همین تأثیرات بوده که عدّۀ زیادی را به سمت موسیقی کشانده است و باعث شده که برای دریافت این تأثیرات، در خود احساس نیاز به شنیدن موسیقی کنند. از طرفی، این عدّه برای اینکه به دیگران اثبات کنند موسیقی برای انسان ضرورت دارد، بعضاً تأثیرات آنی و مقطعی موسیقی بر روی حیوانات و گیاهان را دلیل و شاهد مدّعای خود مطرح می کنند. کما اینکه در مثال های مذکور، اینچنین بود. غافل از اینکه، این کم خردی است که ملاک و معیار ما برای اثبات ضرورت موسیقی، فقط تأثیرات موقّتی و گذرای موسیقی بر روی انسان و یا حیوان و گیاه باشد و توجّهی به تأثیرات بلند مدّت موسیقی نداشته باشیم.

از آنجایی که به دلایل فراوان نقلی و علمی و تجربی، به اثبات رسیده است که شنیدن موسیقی در بلند مدّت تأثیرات مخرّب و منفی بر انسان می گذارد، چه از نظر جسمی و چه از نظر معنوی و روحی و روانی که اهمّیّت بیشتری دارد، لذا غفلت از این تأثیرات بلند مدّت موجب می شود فریب اثرات مثبت کوتاه مدّت موسیقی را بخوریم و به صرف وجود این تأثیرات، فکر کنیم موسیقی پدیده ای لازم و ضروری در زندگی انسان است.

استفاده از موسیقی برای افزایش بهره وری محصولات دامی و کشاورزی

اگر کسی بگوید ما جهت نگاه خود به این قضیه را تغییر می دهیم. یعنی می گوییم ما از این آزمایشات نمی خواهیم ضرورت شنیدن موسیقی برای انسان را اثبات کنیم، بلکه لااقل از همین تأثیرگذاری مثبت موسیقی روی حیوانات و گیاهان که اجرای آن، هزینۀ زیادی هم نمی طلبد، می توانیم در جهت افزایش تولید محصولات حیوانی و گیاهی استفاده کنیم. به تعبیری با این ترفند، از جهت اقتصادی بهره وری تولیدات دامی و کشاورزی را با هزینه ای بسیار کم، بالا می بریم که البته در این صورت، ما نیز بطور غیر مستقیم از تأثیرات مثبت موسیقی منتفع شده ایم.

پاسخ این است که بله اگر بتوان تولید محصولات گیاهی و یا حیوانی را بدون صرف هزینه های هنگفت بیشتر، افزایش داد و به اصطلاح، بهره وری آنها را بالا برد، به خودی خود امری مطلوب است و کسی با آن مخالفتی ندارد. لکن باید در نظر داشت که ملاک بهره وری در تولید فقط «کمیّت» نیست. به عبارت دیگر، افزایش کمیّت محصول، فقط یک جهت از جهات بهره وری است و باید سایر جهات را هم در نظر داشت.

در بهره وری، جهات مختلفی وجود دارد که محاسبۀ بهره وری، بدون در نظر گرفتن تمام آن جهات، نتیجه ای خلاف واقع بدست می دهد. یکی از جهات مهّم در بهره وری، «حفظ کیفیّت محصول» است. لذا بهره وری بالا آن است که «بدون افت در کیفیّت کالا یا خدمات، مقدار کالا و یا خدمات تولید شده در مقایسه با هر واحد از انرژی افزایش یابد و یا بدون افت در کیفیّت کالا یا خدمات، هزینه های تولید کاهش یابد.»

امّا در مورد افزایش شیر گاو به کمک موسیقی آلات نوازندگی، گرچه کمیّت بیشتر می شود، ولی آیا کیفیّت آن نیز بالاتر می رود؟؛ یا لااقل به همان میزان قبل ثابت باقی می ماند یا خیر؟

همچنین در فرض افزایش کمیّت محصول، آیا اینگونه است که این کمیّت زیاد، همیشگی باشد و استمرار داشته باشد؟

شواهد، حکایت از منفی بودن پاسخ این سؤالات می کند. برخی مآخذ، به پایین بودن کیفیت شیر بعد از پخش موسیقی اشاره کرده اند. مثلاً گفته اند: «همان دانشمندانی که افزایش شیر گاو را بر اثر موسیقی اثبات کرده اند، بعدها پائین بودن کیفیّت آن شیری که غیر طبیعی دوشیده شود را اثبات کرده اند.»[۹] علّت افت کیفیت هم این بوده که این افزایش حجم شیر در اثر افزایش مقدار آب موجود در شیر بوده است. یعنی موسیقی سبب شده میزان آب موجود در شیر افزایش یابد. به عبارتی موسیقی حجم شیر تولیدی را افزایش داده ولی شیری که رقیق تر از قبل است. بنابراین از جهت اقتصادی نیز این روش، بهره وری را بالاتر نمی برد..

البته برخی دیگر دربارۀ علّت افزایش شیر گاو با شنیدن موسیقی گفته اند: «این افزایش شیر بخاطر تخلیه شدن شیری است که در پستان گاو برای گوساله ذخیره شده است» با این توضیح که مقدار شیر تولید شده توسط گاو ثابت است. ولی موقع دوشیدن، همۀ این شیرها تخلیه نمی شود. مقداری شیر برای مصرف گوساله باقی می ماند. وقتی موسیقی نواخته می شود، با اختلال در سیستم عصبی گاو، آن مقدار از شیر ذخیره شده ناخواسته از پستان گاو تخلیه می شود و دیگر برای گوساله شیری باقی نمی ماند. همین امر باعث شده که گمان کنند موسیقی باعث افزایش شیر گاو می شود. حال آنکه در واقع اینچنین نشده است. گفته شده ضرری که این روش دوشیدن شیر به همراه دارد این است که پس از چند بار تکرار این عمل، شیر گاو بطور کل می خشکد.

به هر حال هر کدام از این علّتها صحیح تر باشد، نتیجۀ مشترک این است که بهره وری اقتصادی این روش پایین است.

 امّا در مورد افزایش محصول گوجه فرنگی با موسیقی آلات نوازندگی، گرچه گزارشی در زمینۀ مقایسۀ کیفیّت محصولات تولید شده به کمک موسیقی و بدون کمک موسیقی، منتشر نشده است. امّا اگر فرض کنیم و بنا را بر آن بگذاریم که کیفیت در هر دو حالت ثابت می ماند و در نتیجه بهره وری در اینجا فقط با افزایش کمیت حاصل می گردد، در این شرایط اگر خواهان حداکثر بهره وری هستیم، باید به دنبال آن نوع موسیقی باشیم که بیشترین تأثیر را در روند رشد و افزایش کمّی محصولات کشاورزی دارد. این موسیقی همانطور که قبلاً نقل شد و در آزمایش ها و تحقیقات به اثبات رسیده است، موسیقی قرآن و بعد از آن، موسیقی های طبیعی است که این موسیقی ها در مقایسه با موسیقی آلات نوازندگی، تأثیر بیشتری در افزایش محولات کشاورزی دارند.



[۱] – ارتعاشات شفا بخش، آماندا کاکرن، ص ۵۱

[۲] – در مورد تأثیر موسیقی قرآن بر روی حیوانات در فضای مجازی مطلبی یافت نشد.

[۳] – البته برای اثبات ضرورت و مفید بودن موسیقی قرآن برای انسان، نیازی به تمسّک به تأثیرات آن بر گیاهان و ‏حیوانات نداریم. ولی استناد به تحقیقات و آزمایشاتی که در این زمینه صورت گرفته، ‏در حدّ مؤیّد خالی از لطف نیست. زیرا این تأثیرات، در راستای تأثیراتی است که با دلایل معتبر و قطعی برای ‏موسیقی قرآن اثبات شده است، لذا آنها را نیز به عنوان مؤیّد این تأثیرات می پذیریم. امّا اینکه ملاک و معیار ‏اصلی ما برای قبول یا ردّ موسیقی قرآن، صرفاً نتایج تأثیر آن بر روی گیاهان یا حیوانات باشد، خیر چنین نیست.‏

[۴]– به نقل از جام نیوز: http://www.jamnews.ir

[۵]– به نقل از سایت دانشگاه پیام نور محلات: http://mahallat.markazi.pnu.ac.ir

[۶]– به نقل از پایگاه قرآنی دانشگاهی ایحاء: http://www.ihaa.ir

[۷]– به نقل از سایت رحمت عالم: http://rahmatalam.ir

[۸] – به نقل از:  https://article.tebyan.net/24831

 [۹] – سلامتی وطول عمردراحکام اسلام،ص۸۸ و۹۲‏‎.‎‏ ‏‎)‎طاهری، مهدی، سلامتی وطول عمردراحکام اسلام، چاپ۲، ‏انتشارات گلهای بهشت، قم،۱۳۸۶٫‏‎(‎

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *