آیا موسیقی موجب افزایش راندمان کار می شود؟

می گویند: آزمایش کرده اند وقتی در کارگاه ها موسیقی پخش می شود راندمان کار کارگران بیشتر می شود . این پدیده را چگونه با تحریم موسیقی می توان توجیه کرد؟

پاسخ: بالا بردن راندمان کار مسئله بسیار مهم و با ارزشی است که باید به آن اهمیّت داده شود. کسی هم منکر این نیست که باید راندمان کار بالا باشد. ولی هدف هیچ موقع وسیله را توجیه نمی کند که به فرض برای رسیدن به راندمان بیشتر، از هر راهی که شده اقدام شود و لو به از دست دادن سلامت روح و روان کارگران باشد. پیشرفت در زمینه اقتصاد و افزایش تولید کارخانه ها گرچه امر مطلوبی است، ولی حفظ شان و کرامت انسانی افراد و حفظ سلامت روح و روان آنها از اهمیّت بیشتری برخوردار است. در برابر پایمال شدن کرامت و شان یک انسان هیچ عمل دیگری مطلوب نیست. با استفاده از موسیقی گرچه ممکن است راندمان کار بالا رود، ولی در برابرِ آنچه که به این واسطه از دست می دهیم، این راندمان بالا هیچ وجهی ندارد.

اصولاً باید سوال کرد، کارگر به چه عنوان استخدام شده است؟ انسان یا چیزی غیر از آن؟ اگر به عناوین دیگر، به غیر از انسان استخدام شده و می خواهند فقط از او کار بکشند، در آن حرفی نیست، استفاده از موسیقی راه مناسبی است، چون تجربه نیز نشان داده است که موسیقی در غیر انسان چه تاثیری دارد. تاثیر موسیقی بر روی سیستم بیولوژیک و عصبی امری نیست که بتوان آن را انکار کرد. این تاثیر حتی در حیوانات هم رویت شده است. مثلاً “در باغ وحش گلاسکو یک ارکستر اسکاتلندی یک برنامۀ موسیقی برای حیوانات اجرا کرد. تقریباً اواخر این برنامه سه شیر فرار کردند که یکی از آنها دستش شکست. زرافه ها از شدت هیجان غذا نخوردند و طوطی های سخنگو به نوازندگان با حالت غضب فحش می دادند.”[۱]

 آواز حُدی که در قدیم، عرب ها برای شتر با لحن خاص می خواندند، نمونۀ دیگر آن است. با این آواز، شتران به وجد و طرب می آمده و با سرعت تمام طی طریق می کردند. در بعضی موارد هم از فرط خستگی جان می دادند.

 افزایش شیر گاو با موسیقی نیز معروف است. ولی تأثیرات منفی این کار معمولاً کمتر گفته می شود. به یک نمونه از اعترافات در زمینۀ پخش موسیقی برای گاوها دقت کنید:

“امروزه در بعضی از دامداری ها از موسیقی استفاده می کنند و برای گاوها آهنگ های مخصوص می نوازند و ثابت شده است که موسیقی هفده درصد شیر آنها را زیادتر می کند. یکی از دوستان من که به آمریکا رفته بود همین مطلب را تایید کرد که در سالن های نگهداری گاوها بلندگوهای متعدد موسیقی دیدم. ولی استادمان که پیش او در رشتۀ دامداری تحصیل می کردیم، می گفت: شیر زیادتر گاوها، خواص شیر اولی و اصلی را ندارد. بدلیل این که آزمایش شده که این شیر از شیر طبیعی رقیق تر است. زیرا موسیقی در حیوانات هیجان ایجاد می کند و این هیجان، نظم طبیعی بدن آنها را به هم می زند و سرعت آن را زیاد می کند.”[۲]

البته قابل ذکر است اینکه گفته می شود موسیقی باعث افزایش راندمان کار می شود، اولاً باید دانست در مورد کارهایی ممکن است اتفاق بیفتد که حرکات غیر فکری دارند و نیاز به تمرکز حواس ندارند، مثل پوست کندن سیب زمینی یا جا به جا کردن کالا در مسیری ثابت. در این موارد، وقتی اشخاص موسیقی می شنوند، ‌با تند شدن ریتم، سرعت کار آنها بالا می رود. ولی در کارهای فکری که حواس جمع می طلبد، موسیقی به هیچ وجه کارایی ندارد. چون تمرکز عقل را از بین می برد و باعث تشویش خاطر می شود و چنانچه از موسیقی استفاده شود، هرچه ریتم موسیقی تندتر شود، میزان خطا هم بالا می رود و از راندمان کار می کاهد. به همین خاطر هیچ گاه مسابقات شطرنج با موسیقی همراه نمی شود. چرا؟

در کتاب موسیقی و ذهن چنین آمده:

“هرچند برخی از صاحب نظران برآنند که قابلیت آنان برای آموختن توسط موسیقی زمینه ای افزایش می یابد، اما شواهدی وجود دارد که موسیقی از تمرکز عمیق جلوگیری می کند. همان گونه که زاکر کاندل خاطرنشان می کند مسابقات شطرنج هرگز با موسیقی همراه نمی شوند و در حالی که افرادی که سیب زمینی پوست می کَنند ممکن است با کار خود آواز بخوانند اما دانشمندان و پژوهشگران به ندرت چنین می کنند.”[۳]

از تاثیر منفی موسیقی بر جانداران هم که صرف نظر کنیم، اما باید به این سوال پاسخ داد که آیا این حیوانات در فکرشان این بوده که راندمان کارشان را بالا ببرند و احساس وظیفه در قبال مسوولیّت خود می کرده اند؟ یا اینکه اصلاً درک و شعور آنها نقشی در آن نداشته است که تشخیص دهند چه انجام می دهند؟ و تنها یک سری تحریکاتی بوده که ناخودآگاه امواج موسیقی دراعصاب آنها ایجاد کرده است؟

پاسخش روشن است و مسلّم اینکه تاثیر صدای موسیقی روی مخاطب بدون اختیار و ناخودآگاه است. اگر چنانچه کارگر به نام انسان استخدام شده است، روش افزایش کارائی او نیز باید انسانی باشد، به طوری که جلوی درک و شعور او را نگیرد. بگونه ای باشد که خود او با اراده خویش بخواهد کارایی اش را افزایش دهد. عقل انسان اقتضاء می کند که در همه حالات شان و کرامت انسانی کارگر حفظ شود و کارهای او نیز با در نظر گرفتن این شان و کرامت باشد.

اینگونه به کار گرفتن نیروی انسانی، یک نوع برده داری مدرن خواهد بود. در دوران برده داری سابق، کارگران بیچاره را با ضربات شلاق وا می داشتند که بیشتر کار کنند. امروز هم همانگونه عمل می کنند. تنها نوع شلاق عوض شده. اگر آن روز تازیانه بر جسم می زدند که بیشتر کار کنند، امروز تازیانه بر مغز و اعصاب می خواهند بزنند، تا محصول کارخانجات صنعتی را زیادتر کنند. اینها محترمانه شلاق می خورند به نام نشاط و غذای روح و آرامش روان و … . به شکلی هم که متوجه نشوند چه ضرباتی بر روح آنان وارد می شود.

دغدغۀ بالا بردن راندمان کار عللی می تواند داشته باشد. یکی از آنها از زیر کار فرار کردن و کم کاری افراد و دیگری تمایل کارفرما به تولید بیشتر با استفاده از همان تعداد نیرو و امکانات. در این فرض دوم با وجود این که افراد وظیفۀ خود را به طور کامل به اتمام می رسانند و هیچگونه کم کاری از خود نشان نمی دهند، اما باز کارفرما می خواهد با همان کارگران و در همان ساعت مشخص راندمان را بالاتر برد.

ببینیم بالا بردن راندمان کار با کمک موسیقی در این دو فرض چگونه است.

در فرض دوم گرچه استفاده از موسیقی در محیط کار، موقتاً سرعت کار را زیاد

می کند، اما باعث از پای افتادن و تحلیل قوای کارگران خواهد شد. استمرار این روند مانع از این می شود که آنها برای ادامۀ کار، حتی نیرویی به اندازۀ معمول داشته باشند. اصرار در ادامۀ کار نتیجه اش تحلیل عضلات و ماهیچه های آنهاست. زیرا خود صدای موسیقی تامین کنندۀ انرژی برای کار بیشتر نیست. تنها تحریک کنندۀ اعصاب است. پس وقتی سرعت کار با تحریک موسیقی افزایش یابد، انرژی بیشتر برای کار بیشتر از کجا می آید؟

این انرژی از ذخیرۀ بدن دریافت می شود. فرد باید بیشتر انرژی ذخیره شده در بدنش را صرف کند. انرژی بدن را اگر ثابت فرض کنیم، شخص برای انجام یک کار به اندازۀ ثابت انرژی دارد. وقتی سرعت کار بیشتر شود، این انرژی زودتر تمام می شود و خستگی به او روی می آورد و در نتیجه باید زودتر از کار دست بردارد. ولی در واقعیت خارجی او نمی تواند زودتر دست بردارد. او باید در زمانی ثابت کار کند و به خاطر این که انرژی ثابتش را در مدت کمتری مصرف کرده است در مابقی زمان با ضعف نیرو مواجه می شود که لازمه اش این است که یا از سرعت کار بکاهد یا از عضلات خود. وقتی این شرایط را با هم در نظر بگیریم و راندمان کار را با توجه به آن حساب کنیم، راندمان تغییری نمی کند. بلکه با احتساب ضرر و زیانی که به جسم و اعصاب و روان کارگر وارد شده، راندمان کار پایین تر هم خواهد بود.

همانطور که پخش موسیقی در کارخانه به نفع کارخانه دار و به ضرر کارگر است، در مواردی هم به نفع فروشنده و به ضرر مشتری تمام می شود:”پخش موسیقی تند باعث می شود تا مشتریان رستورانها غذای خود را سریعتر میل کنند و در نتیجه مشتریان جدید زودتر بتوانند از فضای رستوران بهره ببرند. این تحقیق در سال ۱۹۸۶ بوسیلۀ گاردنر و همکارانش صورت گرفته است.

نمونۀ دیگر: میلی من در سال ۱۹۸۶ به این نتیجه رسید که اگر در یک سوپر مارکت موسیقی ملایم پخش شود، مشتریان آن ۳۸ درصد بیشتر پول خرج می کنند.”[۴]

در تاریخ حکایتی نقل شده که با این بحث مناسبت دارد:”معروف است که فردی به نام ابوبکر محمد ابن داود الدینوری معروف به رقّی گفت: من در بادیه بودم، به نزد قبیله ای از قبایل عرب رفتم. مردی از آنها مرا مهمان کرد. داخل چادر شدم. دیدم یک غلام سیاه پوست با غل و زنجیر بسته شده و چند شتر هم جلوی چادر روی زمین افتاده و مرده اند. فقط یک شتر زنده بود که آن هم در حال جان کندن بود. غلام مرا صدا زد و گفت: تو مهمان هستی و تو می توانی شفاعت مرا پیش مولایم بکنی. چون او شفاعت میهمان را رد نمی کند. وقتی غذا را حاضر کردند، من از خوردن امتناع کردم. گفتم تا این غلام را آزاد نکنی، من لب به غذا نمی زنم. مرد میزبان گفت: این غلام مرا بیچاره و فقیر کرد. تمام مالم را از بین برد. گفتم: چرا؟ گفت: این غلام صوت خیلی زیبایی دارد. او را فرستاده بودم شهری تا باری را بیاورد. بارهای سنگینی را بر این شتران سوار کرده و برای شتران حدی خوانده بود. تا این که مسیر سه شبانه روز را در یک شب طی کرده و به اینجا رسیدند. وقتی به اینجا رسیدند، شتران همگی مردند. مگر این یک شتر. اما تو مهمان هستی و من به خاطر اکرام تو، او را آزاد کردم.”

راه صحیحی که می تواند با عنایت به این مسائل، افزایش راندمان کارگران را کمک کند، این است که روحیه تعهّد و وظیفه شناسی آنها را تقویت کنند تا کارگر در قبال مسوولیّتی که دارد وجدان کاری خود را نشان دهد و تا جائی که امکان دارد تلاش خود را برای بهبود وضع تولید انجام دهد و از کم کاری بپرهیزد. اگر از این طریق پیش برویم، دیگر لازم نیست که متوسل به راههائی شویم که کارگران را جبراً و بدون اراده با تاثیر قهری و ناخودآگاه موسیقی بر سیستم اعصاب و روانشان وادار به افزایش سرعت کار کنند. کارگران خود باید با اراده آگاهانه و انتخاب صحیح و بدون اینکه دخل و تصرّفی در ادراکشان صورت گرفته باشد، با ایجاد و تقویت روحیه تعهّد و وجدان کاری، راندمان را بالا ببرند .


 [۱] موسیقی از نظر دین و دانش ص ۲۳

[۲] موسیقی از نظر دین و دانش ص ۲۳

[۳] موسیقی و ذهن ، ص ۱۸۵

[۴]  نشریۀ ابرار ۵/۹/۱۳۸۵

بررسی اثرات منفی موسیقی