موسیقی حلال و موسیقی حرام در اسلام

آیا در اسلام هیچ نوع موسیقی حلال وجود ندارد و با هر نوع موسیقی و صدای زیبایی مخالف است یا این طور نیست؟

پاسخ این سوال بستگی دارد به اینکه ما موسیقی را در چه مواردی استعمال کنیم. موسیقی واژه ای است که استعمالات مختلفی دارد : ۱- گاهی به هرگونه صدای آهنگین و ریتم داری موسیقی گفته می شود که در این صورت در مورد تمام اصوات طبیعی و غیر طبیعی، با کلام و بی کلام که چنین حالتی داشته باشد، استعمال می شود. ۲- و گاهی تنها به صدای آهنگین و ریتم دار که از آلات مخصوص نوازندگی تولید می شود موسیقی می گویند و فقط در این موارد استعمال می کنند. ۳- گاهی لفظ موسیقی در معنای بسیار وسیعی استعمال می شود. موسیقی را عبارت از هرگونه هماهنگی و تناسب و نظم در عالم خلقت می دانند. این معنا به ندرت استعمال می شود. البته شاید هم کلمۀ “موزون” در آیۀ شریفۀ: وَ الْأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَ أَلْقَیْنَا فِیهَا رَوَاسِیَ وَ أَنْبَتْنَا فِیهَا مِنْ کُلِّ شَیْ‌ءٍ مَوْزُونٍ[۱]، اشاره به همین نوع موسیقی داشته باشد یعنی هماهنگی و اعتدال و تناسب و اندازه گیری بی نقص موجودات زمین. [۲] و الله عالم

اگر با توجه به تعریف اول به موسیقی نگاه کنیم همۀ موسیقی ها به جز معدودی از آنها حلال است و حتی برخی از آنها مورد سفارش و تأکید قرار گرفته است.

بهتر است در اینجا ابتدا انواع صداهای آهنگین و ریتم دار که به آن موسیقی گفته می شود را ذکر کنیم بعد نظر دین اسلام را در مورد هر کدام بیان کنیم :

۱-موسیقی های طبیعی : مانند نغمه پرندگان خوش الحان همچون بلبل و بانگ خروس، چکاوک، صدای آبشار و امواج دریا و…

۲-موسیقی صوت انسان : که خود بر دو قسم است : مطرب (غنایی) و  غیر مطرب

الف) نوع اول یعنی موسیقی صوت انسان که مطرب باشد و به غنا هم معروف است به صدایی گفته می شود که انسانِ شنونده را از حالت عادی خارج کند. عقل در این موقع به شکل صحیح کار نمی کند و تا سر حد زوال ممکن است پیش رود. این نوع موسیقی حالت سبک عقلی و خفت به انسان عارض می کند. صوت غناء هرچند محتوای کلامش حق باشد، سبب فریب و دور شدن مغنّی و مستمع از مسیر حق می گردد.

ب) نوع دوم یعنی موسیقی صوت انسان که غیرمطرب باشد. اگرچه در این نوع، هم صدا زیباست و هم دارای آهنگ و ریتم است. اما به حدی نیست که موجب خفت و سبکی عقل شود. نه مضمون کلام و نه لحن و ریتم صدا. در این نوع موسیقی عقل انسان شأن خود را حفظ می کند و در عین حفظ شأن عقل، انسان تحت تأثیر قرار گرفته، شادمان و مسرور و یا محزون و غمناک می شود. مانند موسیقی تلاوت قرآن، موسیقی اذان و موسیقی سرود گروههای همخوانی و موسیقی صدای مداحان که مطالب سودمند را در این قالب به شنونده منتقل می کنند. یک موسیقی دان خارجی موسیقی اسلامی و موسیقی اذان را اینچنین توصیف می کند:

“عبارات کوتاه مؤذن، که برای بیان پیغامی مهم به کار می روند، دامنۀ کم وسعتی دارند، و گاهی اوج می گیرند. فواصل میکروتنال (کمتر از نیم پرده) از ویژگی های موسیقی اسلامی است، همانند تزئین صدا (تحریر) که در اینجا برای رساندن صدا به مسافت دور کمک می کند، در اینجا صدا یا ساز با صدای دیگر همراهی نمی شود.

ریتم معمولاً از کلام تبعیت می کند. مکث های طولانی و بدون میزان بندی عبارات به مؤذن فرصت نفس کشیدن می دهد و بر وضوح پیغام تأکید می کند. چنین مکث هایی در موسیقی کلاسیک اسلامی نیز به کار می رود و بیشتر جنبۀ هنری دارد تا کاربردی.”[۳]

 “موسیقی اسلامی اغلب بر اساس صدای آواز مؤذن که آوازی برای نیایش است، یا یک آواز روحانی است که بر متون مقدس قرآن قرار دارد. (اگرچه مسلمانان به این آوازها «قرائت» می گویند. اما این آوازها به وضوح ملودی دارند.) بر خلاف غربیان که اغلب ملودی های گریگوری را در موسیقی هنری و مذهبی هارمونیزه می کنند، موسیقیدانان اسلامی هرگز برای هارمونی از سلیقۀ غربی ها استفاده نمی کنند و ملودی های پیچیده ای که با مهارت بسیار اجرا می شوند ، بداهه نوازی می کنند.” [۴]

۳-موسیقی آلات ساخت انسان: که خود بردو قسم است. الف) موسیقی آلات مخصوص نوازندگی  ب) موسیقی ابزار آلات دیگر

الف) موسیقی آلات مخصوص نوازندگی :

مثل تار ، سنتور ، گیتار و پیانو و … که همین موسیقی (بنا بر نظری) با توجه به مورد استعمال به دو قسم لهوی و غیر لهوی تقسیم می گردد . موسیقی لهوی آن است که باعث غفلت انسان از یاد خدا و دوری از معنویت و دوری از حقایق زندگی بشود و به طور کلی مفسده انگیز باشد و موسیقی غیر لهوی موسیقی هایی هستند که مفسده نداشته باشند .

ب) موسیقی ابزار آلات دیگر :

که صدای موزون و ریتم ساده ای دارند . مثل صدای حرکت لوکوموتیو ، صدای حرکات منظم دستگهای صنعتی ، صدای زدن پتک بر سندان،صدای تیک تاک ساعت و…

از میان این انواع موسیقی که ذکر شد از نظر فقهاء و مراجع  تقلید غناء حرام است و مورد دیگر موسیقی آلات مخصوص نوازندگی. اما در این مورد دوم اختلاف فتوا وجود دارد. برخی مطلق موسیقی آلات مخصوص نوازندگی را حرام می دانند(آیت الله بهجت و آیت الله صافی و آیت الله گلپایگانی ) و برخی دیگر از مراجع تقلید موسیقی آلات مخصوص نوازندگی را حرام می دانند، به شرط اینکه لهوی باشد. شنیدن بقیه موسیقی ها اشکال ندارد .

موسیقی های طبیعی از نظر روحی انسان را  شاداب و سرزنده می سازند و در اسلام نیز روایاتی داریم که مسلمانان را تشویق به قرائت اذان و قرآن با صدای زیبا و حسن کرده اند.

“قال رسول الله صلی الله علیه و آله: زینوا القرآن باصواتکم فانّ الصوت الحسن یزید القرآن حسناً[۵]

قرآن را با صداهایتان زینت دهید ، زیرا صدای زیبا ، زیبایی قرآن را بیشتر می کند.

عن ابی عبدالله علیه السلام: قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: اقروا القرآن بالحان العرب و اصواتها و ایاکم و لحون اهل الفسق و الکبائر فانه سیجی ء بعدی اقوام یرجعون القرآن ترجیع الغنا و النوح والرهبانیه لا یجوز تراقیهم ، قلوبهم مقلوبه و قلوب من یعجبه شانهم.[۶]

قرآن را با الحان و اصوات عربی بخوانید و از الحان اهل فسق و معاصی بپرهیزید ، همانا بزودی پس از من کسانی خواهند آمد که قرآن را با ترجیعِ غنا می خوانند و نوحه گری می نمایند و به روشهای آوازی دیگر ادیان ، تلاوت می نمایند،این قرائت از حلقومشان پایین تر نمی رود.(به دلهایشان اثر نمی کند)دلهای ایشان برگشته است. همچنین دلهای کسانی که از قرائت آنها به اعجاب آیند.

      ملاّ محسن فیض کاشانی (قدس سره) در کتاب شریف الوافی در باب «کسب المغنّیه و شرائها» بیاناتی دارند که حاصل آن چنین است:

غنا دو وجه دارد: غنای حلال و غنای حرام. غنای حرام آن است که مناسب مجالس لهو و لعب باشد و اشعار لغو و بیهوده، در آن به کار رود و غنای حلال آن است که شرایط غنای حرام را نداشته باشد، بلکه به وسیله آن انسان به کمال برسد و از ظلمات عالم طبع ، به نور عالم ملکوت راه یابد و به خیرات ترغیب شود و به زهد وادار شود و از معاصی جدا گردد.”[۷] [ غنای حلال که در اینجا ذکر گردیده، طبق تقسیم بندی ما اصلاً غنا نیست.]

تفاوت صورت حسن وغناء:

در روایات امامان معصوم علیهم السلام که درباره تلاوت قرآن وارد شده دو دسته روایت می بینیم. در پاره ای از روایات ، تشویق به تلاوت قرآن با صوت حسن شده و در پاره ای دیگر نهی از تلاوت قرآن با لحن غنایی شده است. بعضی از تفاوت هایی که میان غناء و صوت حسن وجود دارد و با آن می توان مرز هر یک را از دیگری تشخیص داد در ذیل می آید:

موزون بودن، آهنگ دار بودن، ریتم دار بودن ، صفاتی هستند که هم در غنا و هم در صوت حسن به طور مشترک وجود دارد. ولی آن چه باعث تمایز غنا و صوت حسن می شود، مطرب بودن غناء و مطرب نبودن صوت حسن است. اگر قرآن با صوت حسن تلاوت شود سبب بیداری و تذکر مستمع می شود. ولی اگر قرآن به صورت غنایی خوانده شود باعث غفلت از خدا و توجه محض به صوت و جذابیت آن می شود.

«حسنوا القرآن باصواتکم فان الصوت الحسن یزید القرآن حسناً»[۸] از این روایت استفاده می شود که صوت حسن وسیله ای است برای ازدیاد زیبایی قرآن و نتیجه ی آن جذب مردم به سمت قرآن است.

اما در خواندن غنایی آنها به سمت قرآن جذب نمی شوند، بلکه به سمت خواننده و یا کلاً به شهوات و شیاطین میل و علاقه پیدا می کنند.

یک حد به خصوصی از زیبایی کلام در صوت حسن است که بخشی از آن ذاتی شخص و خدادادی است و بخشی از آن با تمرین و رعایت قواعد تلاوت ایجاد می شود. این صوت حسن تا جایی که به فهم معنا کمک کند ، ممدوح است. ولی به محض این که کیفیت صوت و جذابیت آن از میزان فهم معنا کاهید غناء می شود و ممدوح نیست. زیبا خواندن قرآن مورد رضایت خداوند است ولی به شرط این که از حد خود تجاوز نکند.

در صوت حسن زیبایی صوت نه تنها مانع درک و فهم معنا نیست بلکه به آن کمک می‌کند. تأثیرگذاری مربوط به مضمون و معنای آیات شریفه است و وظیفه صوت حسن آماده کردن زمینه برای این کار است. در صوت حسن ، زیبایی صدا مانند غناء به حد طرب نمی رسد تا عقل انسان از کف برود و عکس العمل های صرفاً احساسی از خود بروز بدهد. بلکه کمک می‌کند تا معنا خوب تر و بیشتر در جان مخاطب اثر بگذارد.

” با توجه به روایات شریفه ، قرائت قرآن با صوت و لحن زیبا و ترجیع حلال(هنر قرائت) ، ممدوح و مورد رضایت حضرت حق، رسول اکرم و ائمه اطهار علیهم السلام می باشد، به شرطی که با شرایط لازمه اش باشد(بالاخص تدبّر در آیات)، از حدودش خارج نگردد و قرائتی که در آن شرایط لحاظ نگردد (مخصوصاً تدبّر) مذموم است.

 


[۱] سورۀحجر، آیۀ۱۹
[۲] ریتم به معنای وزن و هماهنگی است. هر پدیدۀ منظمی را که در پیرامون خود به آن بنگریم، برخوردار از نوعی ریتم می باشد. به گونه ای که همۀ اجزاء و عناصر آن در ارتباط منظم با یکدیگر می باشند. پدیده هایی چون ساختار بیولوژی انسان، مانند ضربان قلب، امواج عصبی، مراحل رشد، حرارت بدن و پدیده های طبیعی مانند حرکت سیارات و کهکشان ها، تغییر فصول و ایام‌، رشد گیاهان و نظیر آن همه حرکت و مسیر موزونی را در راستای هدفی که بر آنها مترتب شده است، دنبال می کنند. اگر به ضربان قلبتان توجه نمایید درخواهید یافت که فاصلۀ زمانی هر ضربان با دیگری فاصله ای هماهنگ، ثابت و موزون می باشد. به این عمل نوعی حرکت موزون می گویند. هر انسان سالمی از مشاهده، لمس و حس پدیده های موزون لذت می برد و از هر آنچه که همراه با بی نظمی و اغتشاش باشد، به گونۀ تلخ متأثر می شود.

اگر چنانچه در مسیر موزون و هماهنگ یک پدیده به هر علتی ناهنجاری ایجاد گردد، فعالیت و حرکت موزون آن نیز دچار اختلال و ناهماهنگی خواهد شد. ‌(حرکت ها و بازیهای موزون (ریتمیک) ، طبیعت رافعی، نشر دانژه، ص۱۶)

[۳] موسیقی هنر شنیدن، مؤلف: جین فریس، مترجم: کتایون صارمی، انتشارات پارت، چاپ: اول بهار ۱۳۸۵، ص ۵۷۶٫
[۴] همان
[۵] مستدرک الوسائل ج ۱ ص ۲۹۵
[۶] الوافی ج ۲ ص ۲۶۷
[۷] برگرفته از مبانی موسیقی قرائت قرآن ، ابراهیم میرزا مهدی تهرانی
[۸] وسایل الشیعه ، باب ۲۴ از ابواب قرائت قرآن

بررسی اثرات منفی موسیقی